پانزده ماهگی
بعد از گذشت یک هفته بالاخره فرصتی شد تا مامان بدون نگرانی از درس و امتحان و تحقیق مطلب بنویسه سرماخوردگی من هم مزید بر علت شده، البته مامان توی دفتر خودش که همیشه همراهشه برای من نامه مینویسه تا بزرگ شدم بخونم ولی برای وبلاگ فرصت کمتری داره با داروها و شلغم و به دونه و فرنی نشاسته با عسل حالم کمی بهتره ولی هنوز این سرفه دست از سرم برنداشته، خدا رو شکر تو این ماه با اینکه 3 تا دندون درآوردم و سرما هم خوردم و 3 شب هم تب داشتم ولی وزن کم که نکردم هیچ خدا رو شکر 300 گرم هم اضافه کردم (12/300 کیلوگرم با قد 77 سانتی متر) 20 شب از 30 شب این ماه رو در مراسم های عزاداری بودم و از برکت این مجالس سینه زنی و دعا کردن (دستهام رو به شکل قنوت میگ...
نویسنده :
مامان الهه
10:30




